أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

229

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) چون خطاب عمر رسيد اهل بصره و اهل كوفه با يك ديگر بساختند و خصومت را بر طرف كردند . اهل كوفه با امير خويش ، عمّار بن ياسر ، به كوفه بازگشتند و اهل بصره با جرير بن عبد اللّه به سوى بصره عزيمت نمودند . 13 . جنگ نهاوند راويان چنين گويند كه چون عمّار ياسر و اهل كوفه به كوفه آمدند ، بديشان خبر رسيد كه عجم در نهاوند جمعيّت ساخته و به همهء جوانب كس فرستاده و مدد خواسته‌اند . از رى و سمنان و دامغان و مضافات آن بيست هزار مرد به نهاوند [ 94 الف ] آمدند ، اهل همدان و سپاهان با ده هزار مردان كار به مدد ايشان رسيدند ، از قم و كاشان بيست هزار سوار ، از پارس و كرمان چهل هزار و از آذربايگان سى هزار مرد كارى در هم آمدند . جمله صد و پنجاه هزار سوار و پياده ، مردان كار و مبارزان كارزار و ابطال معروف و سپهسالاران روزگار ديده و جنگها كرده و تجربه‌ها يافته از هر شهر و هر موضع آمده ، در نهاوند جمع شدند . از جهت تخويف و تهويل مسلمانان هفتاد و اند پيل درهم آورده و با يك ديگر عهد كرده و پيمان و ميثاق بستند كه لشكر عرب را مخذول و منكوب ساخته ، بعد از آن با اين جمعيّت و استعداد روى به ديار عرب آورده ، پادشاه ايشان را گرفته ، شرّ ايشان را از روى زمين منقطع گردانند و نام و آوازهء مسلمانى را براندازند . عمّار ياسر و اهل كوفه نامه‌اى به امير المؤمنين عمر ( رضى ) نوشتند بدين مضمون : اين نامه را به امير المؤمنين عمر مىنويسد عمّار بن ياسر . بعد از تقديم مراسم عبوديّت و خدمت عرض مىدارد و باز مىنمايد كه حمد و ثنا مر خداى را عزّ و جلّ كه كينه كشيد از اعداى دين و نعمت رسانيد به اولياى اهل يقين . سطوات و نعمات آن كس [ را ] تواند بود كه اهل دين را بر دفع كفّار و قهر دشمنان يارى دهد و مدد و معونت دوستان واجب دارد . اكنون خبر تازه و واقعه آن است كه [ 256 ] كفّار رى ، سمنان ، دامغان ، ساوه ، همدان ، نهاوند ، قم ، كاشان ، آوند ، اصفهان ، فرس ، كرمان ، و نواحى آذربايگان [ 257 ] به قدر صد و پنجاه هزار مرد مبارز با استعداد تمام در نهاوند جمع شده و چهار

--> [ ( 256 ) ] چ : « حمد و ثنا . . . است » كه حذف شده است . [ ( 257 ) ] ل : آذربازگان ، ت : آذرباژگان .